دانلود آهنگ دامن ساتن از امیر عظیمی

متن آهنگ دامن ساتن از امیر عظیمی
چشمانِ تو یادم داد فریاد کشیدن را
تا قله به سر رفتن، از کوه پریدن را
اصرار نکن بانو، این پیچ و خمِ وحشی
در مسخره پیچانده رؤیای رسیدن را
تا بوده همین بوده، از کاسه ی غم خوردیم
در ما ابدی کردند آدابِ چَریدَن را
اصرار نکن بانو، این پیچ و خمِ وحشی
در مسخره پیچانده رؤیای رسیدن را
***
در ذهنِ پلیدش زن هر لحظه در این نیت
بالا بزند هرشب آن دامنِ ساتن را
تصویرِ بدی دارد هر نیمه ی لختِ عشق
از بس درِ خود کم کرد اندازه ی یک زن را
در مصرعِ پایانی از قله صدا بارید
بنشین و تماشا کن از کوه پریدن را
اصرار نکن بانو، این پیچ و خمِ وحشی
در مسخره پیچانده رؤیای رسیدن را