دانلود آهنگ روزهای تنهایی از سیاوش منصوری

متن آهنگ روزهای تنهایی از سیاوش منصوری
غنچه ای گل نمی شود انگار!
این چه سالی؟ عجب بهاری بود!
با خدا هم نمیشه حرفی زد
ای خدا اخه این چه کاری بود؟!
حسرت بوسه ها به لب مانده
یک بغل کم ازاین جهان داریم
گرچه نزدیک هم ولی دوریم
همه سالم ولی چوبیماریم !
ان سکوت پرازشنیدن کو؟
هرکسی با خیال خود تنهاست
گفتنی ها نگفتنی ها شد
بغض گفتن به روز وشب با ماست
این هراس همیشگی از هم
کی به سر می رسد دراین دنیا؟
با کدامین سپیده می ایی؟
از کدامین کران شوی پیدا
بکنفس یارمن تویاری کن
ریشه کینه را براندازیم
بخت اگر یار ما شود این بار
خانه ها را ز مهر می سازیم
با شمار ستاره ها روزی
برزمین ها درخت می کاریم
تااراین دیو دد رها گردیم
در هوا عطر مهر می باریم